بنام خدا

ماموریت آموزشی پدر در شهر شیراز باعث شد تا جمع خانوادگی ما یک مسافرت اجباری در ظل تابستان به شیراز داشته باشیم. چهار روز طول کشید تا از تهران خودمان را به شیراز برسانیم که شرح وقایع را پدر در وبلاگ خودشان ( سفر آبشاری) آورده اند اما سهم ما از گزارشهای این سفر تنها غار شاپور می باشد که بعد از شهر کازرون در تنگه چوگان واقع شده است.

مجسمه شاپور

مجسمه شاپور در دهانه غار

سحر خیزی کار بسیار سختی است بخصوص اگر به راحتی هتل عادت کرده باشی . اما حق وتوی پدر ما را مجبور کرد کله سحر خواب آلوده خودمان را تا ماشین بکشانیم. از شیراز تا کازرون بیش از 130 کیلومتر فاصله است که همه را خوابیدیم . بعد از کازرون و در مسیر بوشهر درست در روبروی شهر باستانی بیشابور تنگه ای بزرگ و زیبا واقع شده که به تنگه چوگان مشهور است و درست کنار جاده و ابتدای تنگه و درست روبروی ورودی شهر باستانی بیشابور سه کتیبه مربوط به دوران ساسانیان دیده می شود ...

البته مسیر ما غاری است که مجسمه شاپور در آن حجاری شده و بیدار می شویم تا از زیباییهای تنگه لذت ببریم .

ظاهراً این تنگه در زمانهای قدیم بسیار استراتژیک بوده و البته وجود پادگانی بزرگ در این تنگه نشان دهنده اهمیت این تنگه در دنیای امروز است.

غار شاپور

غار شاپور

دهانه غار در دل صخره ها پیداست !!!

پس از مسافتی به دو راهی می رسیم و از جوانی همسن و سال آدرس غار را می پرسیم که با دست نشانمان می دهد و تازه متوجه می شویم که بعد از اینهمه راه مجبوریم کلی هم کوهنوردی کنیم.

البته پدر بدش نیامده و من نیز ، اما میثم و مادر بخصوص با توجه به گرمی بیش از حد هوا حال کوهنوردی ندارند پس در پارکینگی که یکی از روستاییان تدارک دیده ماشین را پارک می کنیم . مادر و پسر را در زیر سایه درختی در پارکینگ تنها می گذاریم و پدر و پسر راه می افتیم به سمت غار .در مسیر صعود با گروهی گردشگر خارجی روبرو می شویم که در حال برگشت از غار هستند . بعد متوجه شدیم که شب را در پارکینگ خوابیده و صبح ساعت 5 صعود کرده بودند.

در مسیر صعود به غار شاپور

در مسیر صعود به غار شاپور

نیمه های مسیر رو به غار فریاد زدیم و بلافاصله میثم از پایین زنگ زد که صدایتان عجیب در روستا می پیچد و ما برای احتراز از مزاحمت برای اهالی روستا گفتگویمان با شاپور را متوقف کردیم!

اینکه چند هزار یا چند میلیون سال طول کشیده بوده تا از چکنده ها و چکیده ها ستونی در دهانه غار پدید آمده بوده بی اطلاعی هستیم اما می دانیم که هنرمندی در زمان ساسانیان این ستون را تراشیده و مجسمه 7 متری شاپور را خلق کرده و به مرور زمان این مجسمه تخریب شده و در سال 1336 ارتش به طرز بسیار ناشیانه ای با استفاده از بتن این مجسمه را برپا کرده است. قسمتهایی از پاها و دستهای مجسمه در کنار ان دیده می شوند که ایکاش متخصصین می توانستند با استفاده از انها این مجسمه را برپا نمایند.

مجسمه شاپور

مجسمه شاپور در دهانه غار

 از محل پارکینگ تا غار حدود یکساعت و نیم باید کوهنوردی کرد. وقتی رسیدیم تازه در دهانه غار کانکس نگهبانی غار را دیدیم و با آقای جاودانی آشنا شدیم و ایشان علاوه بر سیراب کردن ما با آب خنک و گوارا ، لطف کرده و ما را با غار آشنا کرد و حدود یکساعت ما را در غار گرداند. متشکریم جناب آقای جاودانی عزیز.

غار شاپور و اقای جاودانی

عکس یادگاری پدر و آقای جاودانی

اینهم عکس یادگاری در مسیر برگشت:

سر بریده!

 سر بریده میثاق!!!

در مطالب بعدی گزارش و عکسهایی از پاسارگاد، تخت جمشید ، نقش رستم و نقش رجب تقدیم خواهیم کرد.

 


برچسب‌ها: طبیعت ایران
+ نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۳۹۳ساعت 15:35 توسط مسعود قلعه |